[ و او را دیدند با جامه‏اى کهنه و پینه زده . سبب پرسیدند فرمود : ] دل را خاشع کن و نفس را خوار ، و مؤمنان بدان اقتدا کنند در کردار . همانا دنیا و آخرت دو دشمنند نافراهم ، و دو راهند مخالف هم . آن که دنیا را دوست داشت و مهر آن را در دل کاشت ، آخرت را نه پسندید و دشمن انگاشت ، و دنیا و آخرت چون خاور و باختر است و آن که میان آن دو رود چون به یکى نزدیک گردد از دیگرى دور شود . و چون دو زنند در نکاح یکى شوى که ناسازگارند و در گفتگوى . [نهج البلاغه]

سلام به همه عزیزان

 
 
سلام(جمعه 87 اسفند 16 ساعت 11:34 عصر )

من گمان می کردم،

دوستی همچون سروی سرسبز،

چار فصلش همه آراستگی است

Man goman mikardam,

Doosti hamchon sarvi sarsab,

char faslash hame arastegist

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من چه می دانستم،

دلِ هر کس دل نیست

قلبها ، ز آهن و سنگ

قلب ها ، بی خبر از عاطفه اند

Man che midanestam,

Dele har kas del nist

ghalbha , ze ahano sang

ghalbha , bi khabar az atefe and

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم،

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

Dar miyane mano to faselehast

Gah miandisham,

mitavani to be labkhandi in fasele ra bardari

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو به اندازه تنهایی من خوشبختی

من به اندازه زیبایی تو غمگینم

To be andazeye tanhayi man khoshbakhti

man be andazeye zibayi to ghamginam

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سیلِ سیالِ نگاهِ سبزت،

همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود

من به چشمان خیال انگیزت معتادم؛

و در این راه تباه،

عاقبت هستی خود را دادم

Seyle sayale negahe sabzat,

Hame bonyane vojoodam ra virane konan mikavad

Man be cheshmane khiyal angizat motadam;

Va dar in rahe tabah,

Aghebat hasti khod ra dadam

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می توان ،

از میان فاصله ها را برداشت

دل من با دل تو ،

هر دو بیزار از این فاصله هاست

Mitavan ,

Az miyan fasele ha ra bardasht

Dele man ba dele to ,

Har do bizar az in faselehast

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

Shisheye panjere ra baran shost

Az dele man ama ,

Che kasi naghshe to ra khahad shost?

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گرچه شل تاریک است

دل قوی دار ،

سحر نزدیک است

Garche shab tarik ast

Del ghavi dar ,

Sahar nazdik ast

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چشم من ، چشمه زاینده اشک ،

گونه ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب

درنگاه تو رها می شدم از بود و نبود

Chashme man , chashmeye zayandeye ashk ,

Goone ambestare rood

Kashki hamcho hobabi bar ab

Dar negahe to raha mishodam az boodo nabood

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می توانی تو به من ،

زندگانی بخشی ؛

یا بگیری از من ،

آنچه را می بخشی

Mitavani to be man ,

Zendegani bakhshi ;

Ya begiri az man ,

On chera mibakhshi







بازدیدهای امروز: 10  بازدید

بازدیدهای دیروز:12  بازدید

مجموع بازدیدها: 234866  بازدید


» لینک دوستان من «
» لوگوی دوستان من «
» اشتراک در خبرنامه «